ازدواج، سفارش خداوند و سنت موکدی است که رسول خدا(ص) دوری کننده از آن را از زمره مسلمانان خارج دانستند. حفظ و بقای نسل بشر، رسیدن به سکونت و آرامش، برقراری ارتباط بین انسانها و کسب صفات خوب انسانی، از مهمترین دستاوردهای ازدواج هستند. از سوی دیگر، رسول خدا(ص) و ائمه هدی(ع)، در پیروی از سنتهای الهی و عمل به فرامین خداوند، بر دیگران پیشی گرفته و دستورات الهی را پیش از ابلاغ به مردم، عمل مینمودند.۱ ازدواج نیز یکی از سنتهایی است که معصومان(ع) نسبت به رعایت آن اهتمام ویژهای داشتند. به همین دلیل، همواره این پرسش ذهن شیعیان عصر غیبت را به خود مشغول ساخته است که آخرین پیشوا و امام معصوم چگونه با این سنت الهی برخورد کردهاند؟
قبل از آن که پرسشهای گوناگون، درباره ازدواج امام زمان(عج) مطرح شود؛ باید به این مساله توجه کرد که شرایط زندگی امام زمان(عج) از زوایای متعددی، با دیگر معصومان(ع) متفاوت است. از جمله این تفاوتها طول عمر و غیبت طولانی آن حضرت است. این دو مساله مهم در همه ابعاد زندگی حضرت تاثیر گذاشته و زندگی آن امام را از وضعیت عادی و طبیعی خارج ساخته است. یکی از مهمترین مسایل جدا نشدنی غیبت، که فلسفه آن نیز به شمار میآید، بی خبری انسانها از وضعیت زندگی آن حضرت میباشد به عبارت دیگر، هنگامی که خود آن حضرت از دیدههای مردم مخفی هستند، مکان زندگی ایشان، نحوه زندگی، نوع لباس، خوراک، مسکن، امکانات، ارتباطهای ایشان، دوستان، همسر و فرزندان آن حضرت نیز از دید دیگران مخفی است. در نتیجه، از هیچ یک از این موارد آگاهی قابل اطمینانی در دسترس کسی قرار نخواهد گرفت. حدس، گمان، احتمال نیز هیچ گاه اعتبار و ارزشی نخواهد داشت. بنابراین، رجوع به روایات معصومین(ع) تنها راه موجود برای به دست آورن هر گونه اطلاعاتی در مورد زندگی ایشان است.
از این رو، در نوشتار حاضر، علاوه بر مباحث عقلی و تحلیلی، همه روایاتی که در آنها به ازدواج امام زمان(عج) اشاره شده یا ذکری از همسر و فرزندان آن حضرت به میان آمده است، جمع آوری و نقد و بررسی شده است.
پرسشهایی که در مورد ازدواج امام زمان(عج) مطرح است عبارتند از:
۱ـ آیا امام زمان(عج) همسر دارند؟
۲ـ در صورتی که امام ازدواج کنند، آیا همسر آن حضرت نیز عمری طولانی داشته، و همواره در کنار حضرت خواهند بود؟
۳ـ در صورتی که عمر همسر امام(عج) طولانی نباشد، و پس از گذراندن سالهای طبیعی عمر، از دنیا بروند، آیا امام(عج) همسر دیگری اختیار میکنند؟
۴ـ آیا امام مهدی(عج) فرزند دارند؟
۵ـ آیا همسر و فرزندان حضرت (در صورت ازدواج) نیز مانند پدر بزرگوارشان از دیدگان مردم مخفی هستند یا این که آنان میتوانند در شرایط طبیعی زندگی کنند؟
ضرورت طرح بحث
برخی عقیده دارند که تحقیق درباره ازدواج امام زمان(عج) ضرورتی ندارد، زیرا:
اولا: مسایل شخصی حضرت به دلیل غیبت ایشان، بر کسی معلوم نبوده، حکمت در مخفی بودن آن است. بنابراین سوال نکردن در مورد آن بهتر از جستجو خواهد بود. از سوی دیگر، چون غیبت امام از قطعیات و مسلمات زندگی آن حضرت است، هر امری که با این موضوع منافات داشته باشد، در زندگی ایشان وجود نخواهد داشت و ازدواج یکی از آن مسایل است. به همین دلیل، امکان ازدواج، در مورد امام زمان(عج) منتفی خواهد بود.
ثانیا: آگاهی از بعضی مسایل هیچ مشکلی را حل نمیکند و ازدواج امام زمان(عج) نیز در زمره این مسایل است، زیرا وظیفه شیعیان، در زمان غیبت، شناخت وظایف خویش در هنگام انتظار است، بدین ترتیب، شناخت مسایل شخصی حضرت(عج) هیچ ارتباطی با تکالیف و مسئولیتهای مردم نخواهد داشت. پس کسی که از این موضوع اگاهی دارد، از نظر عمل و رفتار با شخص جاهل در این زمینه تفاوتی نخواهد داشت.
در پاسخ به این دو مورد، باید گفت گر چه ازدواج حضرت مهدی(عج) امری نامشخص بوده و شیعیان نیز وظیفه ندارند آن را بشناسند، اما در شرایط کنونی دو مشکل وجود دارد که طرح این بحث را ضروری میسازد:
۱ـ پرسشهای متعدد افراد مختلف، از ازدواج امام و ضرورت پاسخ گویی به آنها؛
۲ـ علاقه برخی از زنان و دختران به ازدواج با امام(عج) و ادعای برخی از آنان مبنی بر این که همسر حضرت(عج) هستند. مدعیان این امر میتوانند با این ادعا افراد ساده دل را فریب داده، و مطالب دروغی را به امام زمان(عج) نسبت دهند.
در این نوشتار باورهای گوناگون در خصوص ازدواج حضرت مورد بررسی قرار میگیرد.
سخنان مدعیان ازدواج
«میرزا حسین نوری» از کسانی است که اعتقاد دارد امام زمان(عج) ازدواج کرده، فرزندانی دارند. این عالم بزرگ، در اثبات ادعای خود به جای استفاده از دلایل نقلی، از دلیل عقلی استفاده و چنین استدلال نموده است:
«چگونه ترک خواهند فرمود چنین سنت عظیمه جد بزرگوار خود را، با آن همه ترغیب و تحریص که در فعل آن و تهدید و تخویف که در ترکش شده و سزاواترین اشخاص در اخذ به سنت رسول خدا(ص)، امام هر عصر است. تاکنون کسی ترک ازدواج را در زمره خصایص امام مهدی(عج) ذکر نکرده است.»۲
در کتاب دیگری به نام الشموس المضیئه، درباره ازدواج حضرت مهدی(عج) آمده است: «اگر در این زمینه هیچ نقل و روایتی وجود نداشت، فقط همین مطلب که ما میدانیم که آن حضرت، با وجود سن زیاد، از نظر جسمی جولانی قوی بنیه هستند و نیز میدانیم که آن حضرت به سنت پیامبر(ص) عمل مینمایند، در قبول این ادعا که آن جناب همسر و فرزندانی دارد، کافی است.»۳
ادعای این دو نویسنده محترم و ابعاد دلایل ایشان، از جهات زیر، قابل نقد است:
۱ـ زندگی امام زمان(عج) از دیدگاههای مختلف با دیگر امامان متفاوت است، از جمله طول عمر حضرت که امری غیر معمول و بر خلاف سنت جاری در بین افراد بشر و از جمله دیگر انبیای الهی و سایر معصومان(ع) است؛ به ویژه آن که در روایات آمده است که امام با وجود عمر طولانی به ضعف، سستی و پیری مبتلا نشده، جوانی و شادابی ایشان همیشه حفظ میگردد به گونهای که همیشه به صورت جوانی چهل ساله یا کمتر باقی میماند. شیخ صدوق روایتی را در کتاب کمال الدین بدین مضمون نقل کرده است: «اباصلت هروی از امام رضا(ع) پرسید: «نشانههای قایم در هنگام خروج، چیست؟ امام(ع) فرمود: از جمله نشانههای او این است که در حالی که سن زیادی دارد، از نظر چهره جوان است تا جایی که کسی که او را می بیند، میپندارد چهل سال یا کمتر دارد و به درستی از نشانههای او این است که با گذشت روزگار پیر نمیشود تا این که مرگش فرا رسد.»۴
با توجه به این مساله که جسم مبارک حضرت، بر خلاف دیگران تحت تاثیر طبیعت نیست آیا نمیتوان این احتمال را بیان کرد که غرایز حضرت نیز با سایر افراد بشر متفاوت است.
با در نظر گرفتن این احتمال، دیگر سخن افرادی مانند میرزا حسین نوری و مانند وی، در مورد ازدواج حضرت پذیرفتنی نیست. زیرا استدلال آنها بر اساس مقایسه حضرت با سایر معصومان بنا شده است. چنین مقایسهای پیش از آن که به مسایل روحی و اعتقادی ارتباطی داشته باشد، به شرایط جسمی و غرایز طبیعی افراد مربوط است، در حالی که امام مهدی(عج) از این نظر با همه افراد تفاوت دارند.
۲ـ گر چه این سخن که ازدواج سنت پیامبر اسلام(ص) است و امامان معصوم(ع) برای پیروی از سنت حضرت(ص) سزاوارتر از همه هستند ادعای درستی است اما این گونه نیست که ازدواج، تنها سنت پیامبر اسلام باشد، سایر انبیا نیز چنین رفتار کردهاند و ازدواج، از همان نخستین لحظات آفرینش آدم و حوا سنت بود. اما بعضی انبیا هم این سنت الهی را رعایت نکردند، و پیامبرانی چون یحیی(ع) و حضرت عیسی(ع) هرگز ازدواج ننمودند.۵
پس برخی اولیا و انبیای الهی از سر حکمت، مصلحت و شرایط ویژه، ازدواج نکردند و هرگز به دلیل ترک مستحب سرزنش نشدند.
برخی از دانشمندان، در مورد ازدواج نکردن حضرت یحیی(ع) این گونه سخن گفتهاند: «خداوند در قرآن، حضرت یحیی(ع) را با ذکر این نکته که او خود را در حصار قرار داده و از زنان دوری گزیده، ستایش کرده است. این سخن نشان دهنده برتری این کار نزد خداوند است، چون ازدواج برای مشتاق به آن مستحب است. بنابراین در صورتی ترک ازدواج مورد ستایش قرار میگیرد که شخص هیچ اشتیاقی به ازدواج در خود احساس نکند.۶
از سوی دیگر، ازدواج پیامدهایی دارد و از جله آن رعایت حقوق همسر است. رعایت این امر ممکن است برخی را از رسیدن به دیگر اهداف دینی باز دارد.
با استناد به این گونه سخنان نمیتوان استحباب ازدواج را حتی برای غیر مشتاق رد کرد، زیرا در ازدواج اهداف مهمی از جمله تکثیر نسل مورد نظر است، که اهمیت ازدواج را همیشه به قوت خود باقی خواهد گذاشت.
یکی دیگر از اشکالات سخنان صاحب کتاب «الشموس المضیئه» این است که تنها اختیار همسر سنت پیامبر(ص) به شمار میرود و فرزند داشتن در اختیار افراد نیست که در شمار سنت قلمداد شود. خداوند در قرآن فرمود: «ما بعضی از انسانها را عقیم قرار دادیم و پیامبر اسلام(ص) نیز با وجود زنان متعددی که داشتند تنها از دو تن از آنان صاحب فرزند شدند.» اگر گفته شود که امام معصوم از هر نقصی مبرا است و عقیم بودن نقص است، با این حال، اگر همسر امام(عج) نازا باشد، امام فرزندی نخواهد داشت، همان گونه که بیشتر همسران پیامبر نازا بودند و این امر برای معصوم نقص شمرده نمیشود. امام رضا(ع) نیز تا ۴۷ سالگی صاحب فرزند نشدند و عدهای از افراد سست ایمان در امامت ایشان به شک و تردید افتادند. با این حال، مصلحت الهی در این بود که امام جواد(ع) در کودکی به امامت برسند و به همین دلیل، امام رضا(ع) در سالهای پایانی عمر خویش، صاحب فرزند شدند و این موضوع نیز امتحانی برای مومنان به شمار میرفت.
از دیگر مسایل مهم، درباره ازدواج امام زمان، این است که نمی توان تنها به دلیل وجود مقتضی ازدواج کردن ایشان را اثبات کرد، بلکه اثبات این گونه امور به اثبات عدم المانع نیاز دارد، نباید برای ازدواج حضرت هیچ مانعی وجود داشته باشد و کسانی که ادعای ازدواج امام زمان را دارند، تنها به وجود مقتضی استدلال میکنند در حالی که ازدواج امام زمان با مانعی مهم یعنی غیبت رو به رو است. در برخی از روایات، فلسفه غیبت حضرت مهدی(عج) ترس از کشته شدن بیان شده است. در روایتی منسوب به امام صادق(ع) آمده است: «برای امام زمان غیبیتی است.» و وقتی راوی از علت آن پرسید امام(ع) با دست به شکم خود اشاره فرمود، کنایه از این که ممکن است کشته شود.۷
در روایتی دیگر نیز آمده است: «در قائم ما سنتهایی از انبیای گذشته وجود دارد … و سنتی که از موسی(ع) در او وجود دارد، خوف و غیبت است.»۸
از روایات ذکر شده میتوان نتیجه گرفت که یکی از دلایل غیبت امام زمان عدم دسترسی به آن حضرت و عدم شناخته شدن ایشان است. پس هر امری که با این دو سازگار نباشد، در زندگی حضرت نخواهد بود. ازدواج از اموری است که با مساله غیبت و ناشناس بودن حضرت سازگاری ندارد.
در این بخش از نوشتار به ذکر سخنان سیدمحمد صدر میپردازیم.
سیدمحمد صدر، در پاسخ به این پرسش که آیا امام زمان ازدواج کردهاند یا نه، چنین آورده است:
«این سخن از دو راه قابل پیگیری است: ابتدا از راه قواعد کلی و عامی که نزد ما پذیرفته شده و دوم از راه بررسی مفاد روایاتی که بر این مطلب دلالت دارند. از راه نخست نیز پاسخ مثبت یا منفی به پرسش بالا در گرو انتخاب یکی از دو وجهی است که در باب چگونگی غیبت آن حضرت مطرح میشود. حال اگر غیبت آن حضرت به معنای مخفی بودن جسم مبارک حضرت از دیدهها باشد به گونهای که اگر در میان انبوه جمعیت باشد، آنها ایشان را نمیبینند، اما حضرت مهدی(عج) آنها را میبیند، در این صورت، حضرت ازدواج نکردهاند و تا هنگام ظهور، مجرد خواهد زیست. این کلام گزافی هم نیست، زیرا ازدواج امری است که باعث ظاهر شدن و در انظار قرار گرفتن میشود و این همان چیزی است که حضرت باید از آن اجتناب کنند. این فرض که حضرت تنها برای همسر خود آشکار شده است و از دیگران مخفی خواهند بود، اگر چه امکان عقلی دارد، ولی بسیار بعید و فرض باطلی است. زیرا زنی که به این درجه از کمال رسیده است که امام مهدی(عج) هویت واقعی خود را از او مخفی نکرده، هیچ خطری از ناحیه او متوجه آن حضرت نمیگردد، به یقین یکی از یاران خاص آن حضرت بوده، از بالاترین درجات اطمینان بهرهمند خواهد بود. چنین زنی در بین زنان عالم یافت نمیشود، چه رسد به این که بگوییم در هر عصری یک زن با این ویژگی وجود دارد. از سوی دیگر، اگر غیبت حضرت مهدی را به پوشیدگی عنوان آن حضرت بدانیم، بدین معنا که آن حضرت به صورت ناشناس در بین مردم زندگی میکنند، در این صورت، ازدواج آن حضرت با غیبت ایشان منافاتی نداشته، یکی از آسانترین کارها است، زیرا ازدواج حضرت به صورت مخفی و با هویتی ناشناس صورت گرفته، همسر آن حضرت نیز در طول مدت عمر خود از هویت واقعی ایشان آگاه نخواهد شد. اگر هم به خاطر بعضی ویژگیهای حضرت یا به خاطر پیر نشدن چهره ایشان، پس از گذشت سالهای طولانی، به چارهاندیشی سادهای مشکل را حل میکند، او را طلاق میدهد. یا از شهر محل زندگی خود با او، دور شده، به مکان دیگری کوچ کرده، و زندگی جدیدی را آغاز و دوباره ازدواج میکنند. اکنون که ثابت شد ازدواج حضرت در عصر غیبت ممکن است شاید بگوییم این امر تحقق یافته، آن حضرت در مدت غیبت کبری ازدواج کرده یا میکنند، زیرا تنها در این صورت است که به سنت موکد اسلام، یعنی ازدواج عمل شده و ایشان به پیروی از سنت اسلامی سزاوارتر هستند؛ به ویژه اگر معتقد شویم که معصوم(ع) تا جایی که ممکن است، به مستحبات عمل و مکروهات را ترک میکند. بنابراین، ممکن دانستن ازدواج آن حضرت، در عصر غیبت، ما را قانع مینماید که آن حضرت، در دوران غیبت، ازدواج کردهاند.۹
هم چنین بعضی از نویسندگان دیگر نظیر سیدحسن ابطحی نیز چنین سخنانی را در کتابهای خود آوردهاند.۱۰
برخی از نکات سخنان شهید صدر تامل برانگیز است:
۱ـ آن چه ایشان دو نوع غیبت میدانند، بیش از یک نوع نیست؛ به این معنی که جمع بین هر دو نوع، ممکن به نظر میرسد؛ حضرت در بعضی از مواقع غیبتشان، از نوع اول و در مواقع دیگر، از نوع دوم بودهاند و در روایات نیز هر دو صورت غیبت ذکر شده است.۱۱
۲ـ گفته شد زنی که شایسته همسری حضرت باشد، از اصحاب ویژه ایشان است. این سخن، باور پذیر نیست، اگر شایستگی را تنها به معنای عصمت بدانیم، سخن ایشان درست خواهد بود و در غیر این صورت، چگونه میتوان ادعا کرد که زنی با فضیلت، شایسته و رازدار در بین این همه زن وجود ندارد؟! تنها در صورتی این حرف درست خواهد بود که رسیدن زن به جایگاه عظیم معنوی و کسب مقامات ایمانی غیر ممکن باشد و روشن است این گونه نیست و در طول تاریخ زنان با فضیلت و عالی مقام وجود داشتهاند. در بین یاران ویژه مهدی(عج) نیز پنجاه زن وجود دارد.۱۲
در قرآن زنانی مانند آسیه، همسر فرعون و مریم، دختر عمران، زنانی برجسته که الگوی همه زنان و مردان هستند، معرفی شدهاند.۱۳
۳ـ سخن شهید صدر، درباره طلاق دادن زنان و انتساب چنان رفتاری به حضرت، آنها به شکلی غیر منتظره پذیرفتنی نیست؛ چگونه ممکن است امام معصوم(ع) که از همه انسانها پاییبندی بیشتری به احکام الهی دارند، با همسران خود چنین رفتار کنند؟! آیا این گونه طلاق دادن زنان یا رها کردن ناگهانی آنها خشنودی خداوند را در پی خواهد داشت؟!
ممکن است گفته شود که ازدواج موقت برای حضرت مهدی(عج) به صورت ناشناس، ممکن بوده و چنین مشکلاتی را به دنبال نخواهد داشت. در پاسخ باید گفت که با توجه به طول عمر امام مهدی(عج) ایشان چه تعداد از زنان را باید به عقد موقت خویش در آورند تا همسر داشته باشند و مشکلی از ناحیه آنان برای آن حضرت ایجاد نشود؟ از سوی دیگر، با توجه به مخفی بودن جا و مکان حضرت که در روایات بسیاری مورد تاکید قرار گرفته است، چگونه حضرت با زنان متعدد پیمان ازدواج موقت بسته، با آنان در ارتباط خواهد بود؟ نکته پایانی این که با وجود خصوصیات برجسته اخلاقی و زیبای چهره حضرت بسیار احتمال دارد که زنی، پس از اتمام مدت، بسیار دلبسته شده، تقاضای ادامه زندگی داشته باشد. در این صورت پاسخ امام(عج) چه خواهد بود؟
***********
ازدواج حضرت مهدی(عج) از دیدگاه روایات
در مورد ازدواج امام مهدی(عج) همسر و فرزندان آن حضرت روایت صریح و روشنی وجود ندارد. تنها در برخی احادیث، جملاتی به چشم میخورند که از ازدواج آن حضرت سخن گفتهاند. در این فصل، روایات و سخنانی که اشاره به این نکته دارند آورده شد، سپس از جهت سند و ادامه مورد بررسی قرار میگیرند:
۱ـ احمد بن ادریس عن علی بن محمد عن الفضل بن شاذان عن عبداغلله بن بجله عن عبدالله بن المستنیر عن المفضل بن عمر قال سمعت ابا عبدالله(ع) یقول: ان لصاحب هذا الامر غیبتین احداهما تطول حتی یقول بعضهم مات و یقول بعضهم قتل و یقول بعضهم ذهب حتی لا یبقی علی امره من اصحابه الا نفر یسیر لا یطلع علی موضعه احد من ولده و لا غیره الا المولی الذی یلی امره.۱۴
از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمودند: «به درستی، برای صاحب این امر، دو غیبت است که یکی طولانیتر است، تا آنجا که حتی بعضی میگویند مرده است و بعضی میگویند کشته شده و بعضی میگویند رفته است. تنها تعداد اندکی از یاران ایشان بر عقیده خود باقی میمانند. هیچ یک از فرزندان او و دیگران از جای او اطلاع ندارند، مگر کسی که متولی کارهای آن حضرت است.»
در این حدیث، فرزندان حضرت مهدی(عج) در شمار کسانی ذکر شدهاند که از مکان زندگی آن حضرت در دوران غیبت آگاه نیستند و از آنجا که لازمه فرزند داشتن، ازدواج و داشتن همسر است، میتوان گفت که حضرت مهدی(عج) در دوران غیبت ازدواج میکنند.
اکنون این حدیث را از نظر دلالت و سند بررسی میکنیم.
در این بررسی نکته قابل تامل این است که همانند این حدیث، دو حدیث دیگر نیز در کتاب الغیبه شیخ طوسی و غیبت نعمانی آمده است که واژه «ولد» را ندارد.
حدیث نخست:
روی ابراهیم بن المستنیر عن المفضل قال سمعت ابا عبدالله یقول ان لصاحب هذا الامر غیبتین احداهما تطول من الاخری حتی یقال مات و بعض یقول قتل فلا یبقی علی امره الا نفر یسیر من اصحابه و لا یطلع احد علی موضعه و امره و غیره الا المولی الذلی یلی امره.۱۵
معنای این حدیث در ترجمه حدیث پیش بیان شد، تنها کلمه «ولده» در حدیث اخیر نیامده است.
حدیث دوم:
اخبرنا احمد بن محمد بن سعید قال حدثنا القاسم بن محمد بن محمد بن الحسن بن حازم من کتابه قال حدثنا عبیس بن هشام بن عبدالله بن جبله عن ابراهیم بن المستنیر عن المفضل بن عمر الجعفی عن ابی عبدالله الصادق قال: ان لصاحب الامر غیبتین احداهما تطول حتی یقول ذهب فلا یبقی علی امره من اصحابه الا نفر یسیر لا یطلع علی موضعه احد من ولی و لا غیره الا المولی الذی یلی امره.۱۶
در مقایسه این سه حدیث با یکدیگر نکات قابل ذکری دیده میشود که عبارتند از:
۱ـ هر سه روایت به واسطه مفضل بن عمر از امام نقل شده است. به نظر میرسد هر سه روایت یکی باشند و ذکر نشدن کلمه «ولده» در دو روایت نداشتن فرزند برای حضرت را قویتر میکند.
۲ـ با توجه به سیاق حدیث و دقت در الفاظ آن به نظر میرسد که اقتضای صحت ترکیب کلام این است که به جای واژه «ولا غیره»، از واژه «و لا غیر هم» استفاده شود زیرا ولده صیغه جمع است و ضمیری هم که به این مرجع بر میگردد باید جمع باشد. بنابراین وجود واژه «و لا غیره» در ۲ حدیث میرساند که مرجع ضمیر تنها کلمه «ولی» است که مفرد است و این مسئله احتمال نبودن واژه ولده در اصل روایت را افزایش میدهد.
در بررسی اسناد حدیث نیز متوجه میشویم که صحت و اعتبار حدیث ثابت نشده است:
برای بیان این ادعا سند را با استفاده از کتب رجالی شناسایی میکنیم: سند حدیث اول بدین ترتیب است: احمد بن ادریس عن علی بن محمد بن الفضل بن شاذان عن عبدالله بن جبله عن عبدالله بن المستنیر عن المفضل بن عمر.
۱ـ احمد بن ادریس بن احمد ابوعلی شعری قمی کان ثقه، فقیها فی اصحابنا، کثیر الحدیث صحیح الروایه، له کتاب نوادر اخبرنی عده من اصحابنا اجازه عن احمد بن جعفر بن سفیان عنه. رجال نجاشی، ص ۹۲، فهرست شیخ طوسی، ص ۵۰، علامه، ص ۵۰. (احمد بن ادریس ثقه از فقهای اصحاب و کثیر الحدیث و صحیح الروایه است.)
۲ـ علی بن محمد بن قتیبه یا علی بن محمد القتیبی: این شخص به دلیل تشابه اسمی با بسیاری از روایات دیگر شناساییاش از طریق راوی و مروی عنه وی امکانپذیر شد و مشخص شد که از نظر شیخ طوسی در طبقه هشتم راویان قرار دارد. در چند کتاب رجالی در مورد وی مطالبی آمده است که خلاصه آن مطالب چنین است:
علی بن محمد القتینی تلمیذ فضل بن شاذان نیشابوری فاضل.۱۷
او شاگرد فضل بن شاذان نیشابوری و فاضل است.
علی بن محمد قتیبه النیشابوری علیه اعتمد ابوعمرو الکشی فی کتاب الرجل، ابو الحسن صاحب فضل بن شاذان و روایه کتبه، له کتب.۱۸
علی بن محمد قتیبه مورد اعتمادکشی است و از فضل بن شاذان نقل روایت کرده و کتابهایی دارد.
روی عن الضعفاء کثیرا و اما لاصاله العداله فقیه مر سابقا و اما لحکم الشیخ بانه فاضل و هو دال علی فضل فی نفسه لاتصافه بالکمالات و العلوم لا مدح فیه بما هو راو، فالرجل غیر موثق و لا ممدوح بمدح یعتد به.۱۹
۳ـ فضل بن شاذان؛ در رجال النجاشی، چنین آمده است:
فضل بن شاذان بن الخلیل ابومحمد الازدی النیشابوری کان ابوه من اصحاب یونس روی عن ابی جعفر الثانی و قیل عن الرضا ایضا علیهم السلام و کان ثقه، احد اصحابنا الفقهاء و المتکلمین و له جلاله فی هذه الطائفه و هو فی قدره اشهر من ان نصفه و ذکر الکنجی انه صنفه مائه و ثمانین کتابا.۲۰
پدر فضل بن شاذان، از اصحاب یونس بن عبدالرحمان بود و از امام جواد(ع) روایت نقل کرده است. گفته شده که از امام رضا(ع) نیز روایت نقل کرده و ثقه و از فقها و متکلمین بود و عظمت زیادی در بین شیعیان داشت. مشهورتر از این است که او را توصیف کنیم و گنجی گفته است صد و هشتاد تصنیف دارد.
۴ـ عبدالله بن جبله؛۲۱ ثقه
۵ـ عبدالله بن المستنیر: در هیچ کتاب رجالی نامی از او به میان نیامده است؛
۶ـ مفضل بن عمر؛
شیخ مفید، در ارشاد، او را از اصحاب ویژه اباعبدالله(ع) و مورد اطمینان فقها شمرده است. کشی روایات مختلفی در مدح و ذم او آورده است. وکیل امام صادق(ع) در کوفه بود و نجاشی او را فاسد المذهب و مضطرب الروایه شمرده است که به او نمیتوان اعتماد کرد. از سوی دیگر، شیخ طوسی در کتاب الغیبه او را در شمار نیکان آورده است.۲۲
۷ـ ابراهیم المستنیر: نام او تنها در تفسیر قمی آمده است. کنیه او ابامحمد و مشهور به ارزق است و از اصحاب امام باقر(ع) بود.
با نگرش به راویان سه روایت ذکر شده، این نکته روشن میشود که هیچ یک از این سه روایت اعتبار لازم را ندارند، زیرا در سند هر یک از آنها دست کم یک راوی مجهول به چشم میخورد که باعث ضعف روایت شده، درستی آن را مخدوش میسازد. در روایت اول، عبدالله بن المستنیر مجهول است؛ در روایت دوم، ابراهیم بن المستنیر و در روایت سوم نیز ابراهیم بن المستنیر مجهول است.
دو روایت دیگر نیز در دو کتاب غیبت نعمانی و منتخب الانوار المضیئه نقل شده که ذکر آنها ضروری است:
۱ـ اخبرنا محمد بن سعید قال حدثنا القاسم بن محمد بن محمد بن الحسن الحازم من کتابه قال حدثنا عبیس بن هشام عن عبدالله بن جبله عن ابراهیم بن المستنیر عن المفضل بن عمر الجعفی عن ابی عبدالله الصادق قال ان لصاحب هذا الامر غیبتین احداهما تطول حتی یقول بعضهم مات و بعضهم یقول قتل و بعضهم یقول ذهب فلا یبقی علی امره من اصحابه الا نفریسیر لا یطلع علی موضعه احد من ولی و لا غیره الا المولی الذی بلی امره.۲۳
امام صادق(ع) فرمود: «برای صاحب این امر، دو غیبت است که یکی از آنها طولانیتر از دیگری است، تا آنجا که بعضی از افراد میگویند مرده و بعضیها میگویند کشته شده و بعضیها میگویند رفته است. تنها تعداد کمی بر عقیده خود باقی میمانند گاهی هیچ کس جای او را پیدا نمیکند مگر کسی که عهدهدار امور او است.»
۲ـ عن الشیخ السعید بن عبدالله محمد المفید رحمه الله یرفعه الی المفضل بن عمر قال بن عمر قال سمعت اباعبدالله یقول ان لصاحب هذا الامر غیبتین تطول احداهما حتی یقول بعضهم مات و بعضهم ذهب حتی لا یبقی امرؤ من اصحابه الا نفر یسیر لا یطلع علی موضعه احمد من ولده و لا غیره الا المولی الذی یلی امره.۲۴
پیش از بررسی متن دو حدیث، ابتدا، راویان هر دو حدیث را بررسی میکنیم:
۱ـ احمد بن محمد بن سعید الهمدانی الکوفی معروف به ابن عقده جلیل القدر عظیم المنزله [صه. لم] امره فی الثقه و الجلاله و عظم الحفظ اشهر من ان یذکر [ست] و کان زیدیا جارودیا و علی ذلک مات [صه. جس، ست] و انما ذکر فی اصحابنا لکثره روایته عنهم و خلطه بهم و تصنیفه لهم [صه. بت، لم] و ذکره اصحابنا لاختلاط بهم و مداخله ایاهم و عظم محله و امانته [جس].۲۵
احمد بن محمد بن سعید همدانی کوفی، معروف به ابن عقده، بزرگی، بزرگواری، مورد اطمینان بودن، جلالت و عظیم الحفظ بودن او مشهورتر از آن است که ذکر شود. زیدی جارودی بود و نامش در بین راویان امامیه آمده است، زیرا روایات فراوانی از آنها نقل کرده است و مصنفات زیادی از آنان دارد و … و به دلیل گران قدری، مورد اطمینان بودن و امانتداریاش.
۲ـ قاسم بن محمد بن محمد بن الحسن بن الحازم.۲۶
ناشناس است، کنیهاش ابوجعفر است، شیخ طوسی روایت را ضعیف شمرده، به دلیل اغین که اشخاص ناشناس در میان راویان آن دیده میشوند.
۳ـ عبیس بن هشام۲۷
در اصل عباس بن هشام ابوالفضل الناشری الاسدی، عربی مورد اطمینان، گران قدر و از امامیه و کثیر الروایت است.
دو روایت بالا، با سه روایت پیشین هیچ تفاوتی ندارند و تنها در یکی از آنها لفظ «ولده» اضافه شده است. به همین دلیل، پذیرش متن روایت اخیر مشکل است، زیرا، به طور طبیعی، هنگام مقایسه پنج روایت با یکدیگر که تنها یک کلمه در دو روایت اضافه شده و در سه روایت دیگر این کلمه نیست، پذیرش متنی که بیشتر تکرار شده، ترجیح دارد. بنابراین، علاوه بر ضعف سندی روایات بالا، در متن این روایات نیز اضطراب مشاهده میشود که اعتبار آنها را خدشهدار میسازد.
نکته شایان ذکر، ادعای صاحب نجم الثاقب است که روایت اخیر را، که لفظ «ولده» در آن است، روایت معتبر شمرده، به کتاب الغیبه نعمانی نسبت داده و مینویسد:
«شیخ نعمانی، شاگرد کلینی، در کتاب الغیبه و شیخ طوسی، هر دو، به سند مفضل بن عمر روایت کردهاند که گفت: «شنیدم اباعبدالله(ع) میفرماید: «به درستی برای صاحب امر دو غیبت است و … هیچ کس از جای او آگاه نمیشود، مگر کسی که امر او را اطاعت کند.»۲۸
ابن المستنیر که نامش در سند روایت فوق آمده، مجهول است. به همین دلیل، این روایت، از دیدگاه محدثان، در شمار روایات معتبر نیست، از سوی دیگر، در کتاب الغیبت نعمانی لفظ «ولده» نیز نیامده است و از این رو برای اثبات ازدواج امام زمان(عج) مورد استناد قرار نمیگیرد.
۴ـ روایت احمد بن محمد بن یحیی الانباری
در بحار الانوار، حکایت مردی مسیحی بیان شده که با کشتی به جزایری رفته است. در آنجا، به شهرهای بزرگی رسیده است که حاکمان آنها، همگی از فرزندان امام زمان(عج) بودند. این روایت بسیار طولانی و بیشتر به داستان شبیه است که شش صفحه از بحار الانوار به آن اختصاص یافته است.۲۹ این داستان خیالی بیشتر به خیال پردازیهای کسی شباهت دارد که آرزوهای خودش را در قالب یک حادثه واقعی بیان کرده و قدرت تشخیص واقعیت را از خواننده گرفته است. به یقین این داستان نمیتواند دلیلی بر ازدواج امام زمان(عج) باشد. حتی کسانی که معتقدند امام زمان(عج) ازدواج کردهاند این روایت را غیر قابل اعتماد دانستهاند.۳۰
۵ـ در کتاب جمال الاسبوع آمده است: «وجدت روایة مفصله الاسناد بان للمهدی الاولاد جماعة و لاة فی اطراف بلاد البحار علی غایة عظیمة من صفات الابرار.»۳۱
روایتی با سند مفصل یافتم که به استناد آن، حضرت مهدی(عج) اولاد فراوانی دارند که در شهرهای کنار دریاها حاکم و والی بوده و از بهترین و نیکوکارترین انسانها میباشند.
این حدیث قابل استناد نیست. زیرا رسیدن طاووس متن روایت مذکور و کتابی که این روایت را از آن نقل نموده، ذکر نکرده است. بنابراین، میتوان احتمال داد که روایتی که سید بن طاووس آن را توصیف میکند، همان روایت انباری یا روایت علی بن فاضل مازندرانی است.
۶ـ روایت دیگری، در کتاب نجم الثاقب آمده، که مضمون آن چنین است: «گویا قائم(عج) را میبینم که با اهل و عیالش، در مسجد سهله، نزول کرده است.»۳۲ این روایت هیچ دلالتی بر ازدواج امام زمان(عج) در زمان غیبت ندارد، بلکه در مورد مکان زندگی حضرت پس از ظهور، صحبت میکند، به ویژه آن که مکان حضرت در زمان غیبت، مخفی و نامشخص است. پس هر روایتی که مکان زندگی حضرت را مشخص نماید به یقین مربوط به زمان ظهور حضرت خواهد بود.
۷ـ داستان جزیره خضرا که در بحار الانوار نقل شده و علامه مجلسی در بابی تحت عنوان «باب نادر فی ذکر من راه فی الغیبت الکبری قریبا من زماننا» آورده و در ابتدای داستان نوشته است:
«رسالهای یافتم مشهور به قصه جزیره خضرا در بحر ابیض و دوست داشتم که مطالب آن را در این کتاب ذکر نمایم، زیرا که شامل احوال کسانی بود که به خدمت آن حضرت رسیدهاند. علاوه بر این، پارهای حکایات غریب در آن درج شده بود و دلیل، این که باب جداگانه برای آن قرار دادم و در ذیل سایر بابها ذکر نکردم، این است که آن را مانند مطالب سایر بابها، در کتابهای معتبر ندیدم …»۳۳
نکته مهم، در مورد این داستان، اعتراف آن بزرگوار به غیر معتبر بودن منابع آن میباشد.
داستان جزیره خضراء، حکایت سفر شخصی به «نام علی بن فاضل مازندرانی» است که ادعا میکند به اقیانوس اطلس شمالی رفته و در وسط دریا، به جزایر بسیار سرسبز و زیبایی که فرزندان حضرت مهدی(عج) در آنجا زندگی میکنند، برخورد کرده است. وی مشاهدات بسیاری از نحوه حکومت زندگی و مردم دارای فرزندان آن حضرت در حکایت خود آورده است. نتیجه این داستان در صفحه هجده بحارالانوار ذکر شده است.
بنابراین، در هیچ روایتی، به صراحت، از ازدواج و همسر حضرت مهدی(عج) سخن گفته نشده و روایات بالا در صورت اعتبار و صحت، به دلالت التزامی و به خاطر وجود کلمه «ولده» بر ازدواج امام زمان(عج) دلالت دارند.
مرحوم محدث نوری، در نجم الثاقب، آورده است: «شیخ ابراهیم کفعمی در مصباح نقل کرده که همسر آن حضرت یکی از دختران ابی لهب است.»۳۴ همین مطلب مورد استناد سایر نویسندگان و پژوهشگران عرصه مهدویت قرار گرفته و برخی نیز آن را یکی از روایات مصباح کفعمی دانستهاند.۳۵ با این حال، در کتاب مذکور، چنین حدیثی یافت نشته و آن چه در این کتاب، در مورد حضرت مهدی(عج) آمده، این است که مرحوم کفعمی، در جدولی خلاصهای از شرح حال امامان معصوم(ع) را به ترتیب ذکر نموده و یکی از موضوعات جدول، نام و تعداد همسران ائمه(ع) است. در شرح حال امام زمان(ع) در زیر عنوان همسر، آورده است: «من بنات ابی الشیب»۳۶ مشخص نیست که محدث نوری به چه دلیل ابی الشیب را ابی لهب دانسته است. در صورت درستی این سخن، نمیتوان ازدواج امام زمان(عج) را در زمان غیبت ثبت کرد، زیر جمله مذکور، اسمیه است و دلالت بر زمان انجام کار ندارد، تنها همسر حضرت(عج) را یکی از دختران ابی الشیب میشمارد و در مورد زمان این ازدواج، سکوت کرده است.
ازدواج در ادعیه
علاوه بر روایات، برخی دعاها و زیارتها نیز اشارهای به ازدواج حضرت مهدی(عج) دارند. این دعاها عبارتند از:
۱ـ در کتاب جمال الاسبوع دعایی طولانی، با ذکر اسناد از امام رضا(ع) آمده که مضمون بخشهایی از آن چنین است: جماعة باسنادهم الی جدی ابن جعفر الطوسی عن ابن ابی جید عن محمد بن الحسن بن سعید بن عبدالله و الحمیری و علی بن ابراهیم و الصفار کلهم عن ابراهیم بن هاشم:
(ان الرضا(ع) کان یامر بادعاء لصاحب الامر بهذا): اللهم ادفع عن ولیک و خلیفتک و حجتک علی خلقک و لسانک المعبر عنک باذنک الناطق بحکمک و عینک الناظره علی بریتک و شاهدک علی عبادک … واعذه من شر جمیع ما خلقت و برات و انشات و صورت و … اللهم اشعب به الصدع و ارتق به الفتق و امت به الجور و اظهر به العدل و زین بطول بقائه الارض و ایده بالنصر و انصره بالرعب و قونا صریه و اخذل خاذلیه و … جدد به ما امتحی من دینک و بدل من حکمک حتی تعید دینک به و علی یدیه غضا جدیدا صحیحا لا عوج فیه و لا بدعه معه و … الهم اعطه فی نفسه و اهله و ذریته و امته و جمیع رعیته ما نقر به عینه و تسر به نفسه و تجمع له ملک الممملکات کلها قریبها و بعیدها و …۳۷
امام رضا(ع) دستور فرمودند که با این جملات برای صاحب امر دعا نمایید:
خداوندا، از ولی خودت، خلیفه و حجت بر خلقت، زبان گویا و ناطق به حکمت و چشم ناظر بر بندگانت دفاع کن و او را از شر همه آن چه خلق کردی به تو پناه میدهم …
خداوندا به وسیله او شکافها را برطرف کن، گسیختگیها را به هم آور، ستم را بمیران، عدل را ظاهر کن، زمین را به وسیله حفظ او زینت بخش، او را با یاری خود تایید و با لشکر وحشت یاری کن، یاری دهندگان او را قوت بخش و خوار کنندگانش را خوار نما، به وسیله او آن چه از دینت محو شده، نو گردان و آن چه از حکمت تبدیل یافته، زنده نما تا این که دین تو به وسیله او و به دست او خالص، جدید، درست و بدون انحراف و بدعت گردد … خداوندا در جان، خانواده، فرزندان، امت و همه فرمان بردارانش، آن چه چشم او را روشن و دلش را شادمان سازد، همه سرزمینهای دور و نزدیک را در تملک او در آور …
شیوه کلی دعا از آغاز تا پایان مشخص میسازد که دعا مربوط به ظهور امام زمان(عج) و چیزهایی است که هنگام ظهور و پس از آن، برای حضرت خواهد بود، از جمله یاری خداوند، پیروزی آن حضرت و زنده کردن دین. بنابراین، به احتمال قوی، گفتههای امام رضا(ع) نیز به یقین مربوط به زمان ظهور و دوران حکومت و چیرگی حضرت بر سرتاسر جهان خواهد بود به ویژه در کنار همین جملات فرمودهاند که خداوندا، همه زمین را در تملک او قرار بده … تا قانون او بر همه قوانین عالم برتری یابد و حق بر همه باطل پیروز شود.
از این رو، این دعا نمیتواند سندی برای اثبات ازدواج امام زمان(عج) در زمان غیبت باشد.
افزون بر این که دعای بالا، از نظر متن و محتوا با شرایط امام زمان(عج)، در زمان غیبت ناسازگار است. ضعفهایی نیز در سند آن به چشم میخورد که درجه اعتبار آن را برای اثبات یا رد هر مسالهای خدشهدار میسازد.
***********
فرزندان حضرت مهدی
در مورد فرزندان امام زمان(عج) و بود و نبود آنان نظراتی مطرح است. بدون شک، فرزند داشتن نتیجه ازدواج و نشان دهنده آن است. پس گفت و گو درباره فرزند، در صورتی مطرح خواهد شد که باور داشته باشیم حضرت مهدی(عج) در زمان غیبت ازدواج کردهاند. یکی از کسانی که باور به امکان ازدواج امام زمان(عج) در زمان غیبت، دارد، شهید سیدمحمد صدر است؛ ایشان بر این باورند که حضرت مهدی(عج) در زمان غیبت، ازدواج کردهاند، ولی فرزند ندارند. ایشان میفرمایند: «اگر ما ازدواج حضرت مهدی(عج) را ممکن بدانیم (و این در صورتی است که غیبت حضرت مهدی(عج) را خفای عنوان در نظر بیگریم)، ممکن است برای وی فرزندانی نیز تصور کنیم که به مرور زمان زیاد میشوند. با این حال همگی این موضوع را که از نسل امام هستند، نمیدانند زیرا وقتی امام(عج) هویت خود را برای همسر و فرزندان بدون واسطه خود آشکار نکردهاند، چگونه برای فرزندان باواسطه خود آشکار خواهند کرد؟ اشکال این سخن این است که اگر امام زمان(عج) را دارای فرزند و نوه بدانیم، این موضوع به طور طبیعی، با کشف راز آن حضرت همراه است، زیرا شاید بتوان بیست یا سی سال هویت واقعی خویش را از همسر و فرزند خویش مخفی نمود، ولی نمیتوان از دست نوادگان خلاصی یافت، همه یا بعضی از آنها بیشتر از دیگران برای دیدن پدرشان حریص بودذه بیش از همگان به همراهی با او ـ هر جا که برود ـ تمایل دارند. از این رو نمیتوان برای همیشه، هویت واقعی خود را از آنها مخفی نمود. در مورد امام زمان هم چنین است، زیرا آنها، پس از گذشت پنجاه یا هفتاد سال، آثار پیری را در چهره پدرشان ندیده، او را هم چنان جوان مییابند. کمترین پی آمد این مساله این است که آنها احتمال میدهند که او همان مهدی موعود یا انسان نادری است که باید درباره او تحقیق بیشتری کند و این امر با لزوم کتمان راز آن حضرت منافات دارد … بنابراین، باید بگوییم امام زمان(عج) اصلا نوادهای ندارد یا اگر هم دارد، تعداد آنان اندک بوده، اصل و نسب خود را نمیشناسند.»
شهید صدر، در ادامه، نتیجه میگیرد که: «آنچه از قواعد عالم به دست میآید، این است که حضرت مهدی(عج) به احتمال فراوان در دوران غیبت، ازدواج کردهاند، ولی فرزند ندارد. این امر به دو دلیل وجود کم و کاستی در ایشان یا همسرشان نیست، بلکه به این خاطر است که خدا چنین میخواهد یا به این دلیل است که حضرت مهدی(عج) به خاطر رازداری، نخواستهاند صاحب فرزند شوند.۳۸
نظریه دیگری که از سوی معتقدان به داستان جزیه خضرا مطرح میشود، چنین بیان میدارد که حضرت صاحب الامر(عج) فرزندان متعددی در دوران غیبت دارند که در جزیره خضرا یا مکانهای دیگری زندگی میکنند. دلایل این افراد، داستان جزیره خضرا یا روایت ابن الانباری و مانند اینها است. پیش از این به تفصیل، در مورد بی اعتباری و نادرستی این گونه حکایتها سخن گفته شد.
در مجموع، میتوان گفت که، نمیتوان در مورد فرزند داشتن حضرت مهدی(عج) در دوران غیبت، هیچ دلیل عقلی ارایه داد و بهتر است که برای اثبات یا رد این مساله به دنبال دلایل نقلی باشیم.
فرزند داشتن حضرت مهدی(عج) از دید روایات
در کتاب الغیبه، از شیخ طوسی آمده است:
حسن به علی الحزاز میگوید: «علی بن حمزه بطائنی بر امام رضا(ع) وارد شده، پرسید: آیا تو امام هستی؟ امام(ع) فرمود: بله. علی گفت: من از جد شما جعفر بن محمد(ع) شنیدم که فرمود: هیچ امامی نیست، مگر این که دارای فرزند باشد. (کنایه از این که تو چگونه ادعای امامت میکنی، در حالی که فرزند نداری؟) امام فرمودند: ای پیرمرد آیا فراموش کردهای و یا خود را به فراموشی زدهای؟ جعفر بن محمد(ع) این گونه که تو گفتی نفرمود، بلکه فرمود: هیچ امامی نیست مگر این که پس از خود فرزند دارد مگر امامی که حسین(ع) برای او رجعت میکند، برای آن امام فرزندی نخواهد بود.»۳۹
هم چنین در کتاب اثبات الوصیه آمده است:
«علی ابن حمزه به امام رضا(ع) عرض کرد: برای ما روایت شده است که امام از دنیا نمیرود، مگر این که عقب خود (امام پس از خود) را میبیند. امام(ع) فرمود: آیا در همین حدیث روایت نشده است که مگر قائم؟ (یعنی قائم(عج) از دنیا میرود، در حالی که فرزند پس از خود را نمیبیند.»۴۰
در روایتی دیگر آمده است که فرزندان مهدی(عج) پس از آن حضرت، زمام امور مسلمانان را به دست خواهند گرفت:
در کتاب الایفاظ آمده که شیخ طوسی از امام صادق(ع) نقل کرده که پیامبر(ص) در شب وفات خود، خطاب به حضرت علی(ع) فرمودند: «دوات و کاغذ بیاور». سپس حضرت(ص) وصیت نامهای املاء فرمودند که در آن امده بود: «ای علی پس از من دوازده امام و پس از آنها نیز دوازده مهدی خواهند بود. تو اولین نفر از دوازده امام هستی»، سپس یکایک امامان را نام بردند و هنگام که به امام یازدهم رسیدند، فرمود: «هنگام وفاتش این وصیت نامه را به پسرش، محمد، میسپارد و با او دوازده امام کامل میشوند. پس از او دوازده مهدی خواهند بود و وقتی هنگام وفات او رسید، این وصیت نامه را به پسرش که از همه کس به آن حضرت نزدیکتر است، خواهد داد.۴۱
اگر این گونه روایات درست باشند باز هم ازدواج امام زمان(عج) در زمان غیبت ثابت نمیشود، زیرا این روایت و مانند این تنها در مورد وجود فرزند برای حضرت مهدی(عج) صحبت میکنند و هیچ سخنی از زمان فرزنددار شدن و زمان ازدواج نمیگویند.
مرحوم محدث نوری، در مورد روایت علی بن حمزه بطائنی مینویسد: «این روایت سند درستی دارد و ظاهر آن است که مراد حضرت(ع) از نبودن فرزند برای حضرت مهدی(عج) این است که پس از خود فرزندی که امام باشد، ندارند و پس از ایشان امامی نخواهد بود؛ آن حضرت، خاتم الاوصیاء هستند.۴۲
به نظر میرسد دلیل مذکور، درست است زیرا علی بن حمزه در زمانی با امام رضا(ع) مشغول مناظره بود که آن حضرت هنوز فرزندی نداشتند که جانشین ایشان شود. به همین دلیل، عدهای از شیعیان در مورد لزوم جانشین برای آن حضرت، که لازمهاش فرزند داشتن ایشان بود، از آن حضرت سوال میکردند. علی بن حمزه سوال خود را این گونه مطرح کرد که باید برای هر امامی فرزند و جانشینی باشد تا امام پس از وسی گردد. امام رضا(ع) نیز متذکر شدند که هر امامی جانشینی، به عنوان امام، ندارد.
حاصل سخن
ازدواج امام زمان(عج) دلایل عقلی و نقلی قانع کنندهای برای رد یا اثبات ندارد، زیرا روایاتی که به این مساله اشاره کردهاند، بسیار کم هستند. هم چنین روایات منسوب به معصومان(ع) در این زمینه، از نظر دلالت متن و از نظر اعتبار سند با مشکل مواجه هستند.
از سوی دیگر حضرت مهدی(عج) شرایط ویژهای دارند که در زندگی هیچ یک از انبیا و اولیا چنین شرایطی نبوده است. از جمله این شرایط ویژه، غیبت همراه با طول عمر آن حضرت است. غیبت آن حضرت راه را برای دسترسی به هر گونه شناخت یقینی، از زندگی شخصی و خصوصی ایشان، بسته است. با این حال، ذهن کنجکاو و پرسشگر افراد، جذابیت مساله مهدویت و وجود مبارک آن حضرت باعث شده تا افراد، پیوسته، در صدد پی بردن به مسایل مختلف مربوط به آن حضرت، از جمله ازدواج ایشان باشند. از تحقیق پیش رو چنین دریافت میشود که علم و آگاهی در مورد ازدواج امام زمان(عج) مانند بسیاری از امور دیگر آن حضرت، تنها در نزد خداوند و معصومان(ع) است و بر اساس حکمت و مصلحت در دسترس افراد دیگر قرار نمیگیرد. گر چه جنبه نفی ازدواج حضرت در مقایسه با جنبه اثباتی آن، با دلایل قانع کنندهتری روبرو است، اما احتیاط ما را بر آن میدارد تا در مورد این موضوع سخنی نگفته، درباره نفی و اثبات آن اظهار بی اطلاعی نموده، آن را به خداوند واگذار کنیم.
………………………………………………………………………………………………………………………………..
پی نوشت ها:
۱ . از بین همه انبیای الهی، حضرت یحیی و عیسی ازدواج نکردند. و خداوند در قرآن حضرت یحیی را این گونه وصف کرده است: سیدا و حصورا و نبیا من الصالحین» (ال عمران، ۳۹)؛ حصور کسی است که خود را در حصار قرار داده، از برخورد با زنان پرهیز دارد.
۲ . نوری طبرسی، میرزا حسین، نجم الثاقب، ص ۴۰۳، انتشارات مسجد جمکران، چاپ دوم، بهار ۷۷.
۳ . سعادت پرور، علی، الشموس المضیئه، ترجمه: سید محمدجواد وزیری فرد، ص ۱۲۳، انتشارات احیای کتاب، چاپ اول، ۱۳۸۰.
۴ . عن ابی صلت الهروی قال: قلت للرضا علیه السلام: ما علامات القایم منم اذا خرج؟ قال: علامته این یکوون شیخ السن، شاب المنظر حتی ان الناظر الیه لحسبه ابن اربعین سنه او دونها، و ان من علاماته ان لا یهرم بمرور الایام و اللیالی حتی یاتیه اجله، شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۶۵۲، انتشارات نشر اسلامی.
۵ . آل عمران، آیه ۳۹، در مورد یحیی، فرمود: سیدا و حصورا و نبیا من الصالحین.
۶ . جواهر الکلام، ج ۲۹، ص ۱۹، به نقل از دیگران.
۷ . ان للعالم غیبه قبل ان یقوم، قلت و لم: قال یخاف و او ما بیده الی بطنه.
۸ . فی القائم مناسنن من الانبیاء … و اما من موسی فالخوف و الغیبه.
۹ . صدر، سیدمحمد، تاریخ الغیبة الکبری، صص ۶۱ و ۶۲، انتشارات دارالتعاریف سوریه، با تلخیص و تصرف.
۱۰ انوار صاحب الزمان، سیدحسن ابطحی، ص ۱۵۸ ـ ۱۵۱، انتشارات بطحاء، چاپ اول.
۱۱ . الف: سئل ابوالحسن الرضا عن القائم فقال: لا یری جسمه و لا یسمی باسمه. از امام رضا درباره حضرت مهدی سوال شد فرمود: «جسم او دیده و نام او برده نمیشود (گفتن نام او جایز نیست).» شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، باب ۳۵، حدیث ۲.
ب: محمدبن عثمان العمری رضی الله عنه قال: سمعته یقول: و ان الله صاحب هذا الامر لیحضر کل سنة الموسم فیری الناس و یعرفهم و یرونه و لا یعرفونه. محمد بن عثمان میگوید: «شنیدم از او (امام) که میگوید: «به خدا قسم صاحب این امر (امام زمان) هر سال در ایام حج حاضر شده و حج میکند. پس مردم را میبیند و میشناسد و مردم او را نمیبینند و نمیشناسند.» همان ص ۲۴۰. موسسه نشر اسلامی.
۱۲ . یجی و الله ثلاث مایه و بضعه عشر رجلا فیهم خمسون امرئه یجتمعون بمکه علی غیر میعاد، عیاشی، تفسیر عیاشی، ص ۶۵، انتشارات حوزه علمیه قم.
۱۳ . تحریم، ۱۱ و ۱۲.
۱۴ . شیخ طوسی، کتاب الغیبه، حدیث ۱۲۰، ص ۱۶۱، انتشارات موسسه المعارف الاسلامی.
۱۵ . کتاب الغیبة، نعمانی، ص ۲۵۰، حدیث ۵، انتشارات صدوق؛ کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص ۶۱، حدیث ۶۰.
۱۶ . کتاب الغیبه، نعمانی، ص ۲۵۱، حدیث ۵، ناشر کتابخانه صدوق.
۱۷ . رجال الطوسی، الشیخ الطوسی، ص ۴۲۹، خلاصه الاقوال، العلامه الحلی، ص ۱۷۷…
۱۸ . رجال النجاشی، نجاشی، ص ۲۵۹، رجال ابن داوود، ص ۲۵۱.
۱۹ . همان، ص ۱۷۷.
۲۰ . النجاشی، رجال النجاشی، ص ۳۰۶.
۲۱ . همان، ص ۱۵۰ و علامه، خلاصه الاقوال، ص ۲۳۷.
۲۲ عده المفید فی الارشاد ابی عبدالله و بطانه و ثقاته الفقهاء الصالحین و قدر وی الکشی فی رجاله روایات مختلفه فی مدحه و کان دلیل الصادق بالکوفه و قال النجاشی فی رجاله فاسد المذهب مضطرب الروایه لا یعبابه وعده الشیخ فی «الغیبه» من الممدوحین و حین من اصحاب الائمه: الارشاد، شیخ مفید، ص ۲۷، الکشی، ص ۲۷۸ ـ ۲۷۲، نجاشی، رجال النجاشی، ص ۲۹۵، الغیبه، شیخ طوسی، ص ۲۲۳.
۲۳ . نعمانی، الغیبه، ص ۱۷۲.
۲۴ . منتخب الانوار المضیئه، ص ۸۲.
۲۵ . ابن داوود حلی، رجال ابن داوود، ص ۲۳۳، علامه حلی، خلاصه الاقوال، ص ۳۲۸، التفرشی، نقد الرجال، ج ۱، ص ۲۸۴، محمدعلی الاردبیلی، جامع الرواه، ج ۱، ص ۱۲۳.
۲۶ شیخ طوسی، رجال طوسی، ص ۴۴۱، شیخ طوسی، الفهرست، ص ۳۱۰، التفرشی، نقد الرجال، ج ۴، ص ۱۷۳، محمد علی الاردبیلی، جامع الرواة، ج ۲، ص ۹۰.
۲۷ . عباس بن هشام ابوالفضل الناشری الاسدی عربی ثقه جلیل فی اصحابنا کثیر الروایت کسر اسمه فقیل عبیس، جامع الرواة، اردبیلی ج ۱، ص ۴۳۵.
۲۸ . میرزا حسین نوری، نجم الثاقب، ص ۴۰۴، انتشارات مسجد مقدس جمکران.
۲۹ . علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۲۲۰ ـ ۲۱۴.
۳۰ . یکی از کسانی که اعتقاد دارد، حضرت مهدی ازدواج کردهاند، آقای علی اکبر، در باره روایات ابن الانباری مینویسد: «داستان انباری به شخص مجهوری میرسد که انباری میگوید: من او را نمیشناختم و پیش از این ندیده بودم … جالبتر آن که راوی در ضمن داستان خود را مسیحی معرفی کرده است … به همین دلیل ما نمیتوانیم به داستان ابن الانباری استناد کنیم، ر. ک: جزیره خضرا، نوشته ناجی بخار، ترجمه علی اکبر مهدی پور، بخش یادداشتهای مترجم، ص ۲۲۸، انتشارات رسالت.
۳۱ . جمال الاسبوع، سیدبن طاووس، ۳۱، موسسه آفاق، چاپ اول.
۳۲ نجم الثاقب، محدث نوری، ص ۴۰۶، انتشارات مسجد مقدس جمکران.
۳۳ . علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۲۱، ص ۳۹۰، انتشارات دار التعارف (لبنان)
۳۴ . محدث نوری، نجم الثاقب، ص ۴۰۵، انتشارات مسجد جمکران.
۳۵ . علی اکبر مهدی پور، مقدمه ترجمه کتاب جزیره خضراء، ص ۳۸، انتشارات رسالت، چاپ دهم.
۳۶ . شیخ ابراهیم کفعمی، مصباح مستهجد، ص ۶۲۹، انتشارات موسسه اعلمی، (لبنان).
۳۷ . جمال الاسبوع، بکمال العمل المشروع، علی بن طاووس، ص ۵۱۱، ۵۰۷.
۳۸ . سیدمحمد صدر، تاریخ الغیبه الکبری، صص ۶۳ ـ ۶۴، انتشارات دار التعارف (لبنان).
۳۹ شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص ۲۲۴، انتشارات موسسه معارف اسلامیه و ص ۵۰، انتشارات دار الکتب الاسلامیه.
۴۰ . مسعودی، اثبات الوصیه، ص ۲۰۸، موسسه انصاریان.
۴۱ . شیخ حر عاملی، الایقاط، من الهجعه، باب ۱۱، ص ۳۳۹، انتشارات نوید، ۱۳۶۲ ش. ذکر این نکته ضروری است که در برخی از روایات مربوط به زمان غیبت،؛ با الفاظی نظیر «ولدهم یا «ولده» به فرزندان حضرت مهدی اشاره گشته است که نقد و بررسی آنها در دفصل پیشین آورده شد، بنابراین برای جلوگیری از طولانی شدن کلام از ذکر آنها خودداری میشود.
۴۲ . محدث نوری، نجم الثاقب، ص ۴۰۷، باب هفتم، انتشارات مسجد جمکران.









