چهارشنبه ، ۱ خرداد ۱۳۹۲
صفحه نخستارتباط با مادرباره ما
دشمن‌شناسی از دیدگاه قرآن
تاریخ : پنجشنبه ، ۲۱ مهر ۱۳۹۰ بازدید : ١٣٥٠

قرآن شریف در آیات متعددی پس از معرفی دشمن و اولویت‌بندی آنها ضمن بیان عمق خواسته، به نقاط ضعف و قوّت، اهداف و برنامه‌های ایشان نیز اشاره نموده و بدین وسیله تمامی اطلاعات مورد نیاز را برای شناخت و بهره‌برداری ما تبیین فرموده است. به گونه‌ای که هیچگونه نقطه ابهامی را در شناخت دشمن برای ما باقی نگذاشته است. لذا در ادامه بحث بمنظور تبیین این مسئله به دو مورد از این آیات اشاره می‌نمائیم:
۱- قرآن شریف در این زمینه در سوره مائده / آیه‌ی ۸۲ می‌فرماید:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِینَ

آمَنُواْ الَّذِینَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ یَسْتَکْبِرُونَ؛
به طور مسلّم، دشمن‌ترین مردم نسبت به مؤمنان را یهود و مشرکان خواهی یافت؛ و نزدیک‌ترین دوستان به مؤمنان را کسانی می‌یابی که می‌گویند: ما نصاری هستیم این به خاطر آن است که در میان آن‌ها، افرادی عالِم و تارک دنیا هستند؛ و آنها (در برابر حق) تکبّر نمی‌ورزند.
و نیز در سوره مائده/آیه۵۱ می‌فرماید:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛
یهود و نصاری را دوست و ولیّ خود انتخاب نکنید. آنها اولیای یکدیگرند؛ و کسانی که از شما با آنان دوستی کنند، از آنها هستند؛ خداوند، جمعیت ستمکار را هدایت نمی‌کند.
همانگونه که ملاحظه می‌فرمایید خداوند در این آیات سه دسته دشمن را به ما معرفی می‌نماید که در این میان یهود با خطاب اَشَدَّ النّاس عَداوَةً به عنوان خطرناکترین دشمن مسلمانان معرفی و سپس مشرکین و نصاری (مسیحیت) را در مرتبه دوم و سوم از دشمنی قرار داده است.
البتـه شایـد خطاب أقرَبِهِم مودة للذینَ آمنوا در مـورد نصـاری حمـل به دوستـی و تعریف از آنها گردد ولیکن با توجه به آیه ۵۱ همین سوره که می‌فرماید:
«لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ؛
یهود و نصاری را دوست و ولیّ خود انتخاب نکنید. آن‌ها دوستان یکدیگرند…‌»
ایشان (نصاری) نیز به طور قطع در ردیف دشمنان اسلام قلمداد می‌گردند، گرچه دشمنی و خطر ایشان کمتر از یهود و مشرکین ‌باشد.
بنابراین با توجه به آیات فوق همراه با آیات دیگری از قرآن که به تبیین دشمن‌شناسی پرداخته است۲. می‌توان چنین استنباط نمود که قرآن به ترتیب اولویت:
۱- یهود
۲- مشرکین
۳- نصاری (مسیحیت)
را به عنوان دشمنان اسلام و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) معرفی می‌نماید. که با بیان ملاکهای اولویت بخشی در ادامه این بحث بیان نورانی قرآن روشن‌تر می‌گردد.
ملاکهای اولویت‌بخشی
در زمینه‌ی دشمن‌شناسی ملاکهایی که می‌تواند به ما در شناخت و اولویت‌بندی ایشان به‌منظور برنامه‌ریزی و آمادگی در مقابله با آنان یاری نماید عبارتند از:
۱- عمق خواسته
۲- امکانات  
۳- آموزش  
۴- انگیزه

بنابراین چنانچه هر کدام از این سه گروه از عمق خواسته و اهداف استعماری بیشتری برخوردار باشند و در عین حال دارای امکانات و تجهیزات پیشرفته و مجهز نظامی نیز باشند و علاوه بر آن به دلیل سابقه‌ی مدیریتی و داشتن سیستم حکومتی طولانی‌تر، از نیروها و ارتشی آموزش‌دیده و کارآزموده و با انگیزه‌های بالاتری نیز بهره‌مند باشند، قطعاً خطرناک‌تر از دیگران بوده و سایرین در مرتبه‌ا‌ی پایین‌تر از او در اولویّت قرار خواهند گرفت و می‌بایست به این گروه با دقت و حسّاسیّت بیشتری نگاه کرد و رفتار و تحرّکات احتمالی او را زیر نظر داشت. این همان امری است که قرآن آن‌را به ما گوشزد نموده و بر این اساس به اولویت‌بندی و معرفی دشمنان اسلام و مسلمانان پرداخته است. لذا در ادامــه ضـمـن بـررسـی وضعیـت ایشـان بـر اسـاس مــلاکـهای فـوق بحـث «دشمن‌شناسی از دیدگاه قرآن» را پی می‌گیریم.
۱- نصاری (مسیحیت)

همان‌گونه که اشاره کردیم قرآن شریف در این آیه از آنان به عنوان نزدیک ترین دوستان به مومنان یاد کرده و می‌فرماید:
«وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ یَسْتَکْبِرُونَ»؛
نزدیک ترین مردم را به دوستی با اهل ایمان آن کسانی که گفتند ما نصارا هستیم این به سبب این است که بعضی از نصاری دانایان زاهدند و آنان گردن کشی نمی‌کنند.
اما با توجه به آیه ۵۱ همین سوره که با لحن دیگری مسلمانان را از دوستی با ایشان نهی کرده و می‌فرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛
یهود و نصاری را دوست و ولیّ خود انتخاب نکنید. آن‌ها اولیای یکدیگرند؛ و کسانی که از شما با آنان دوستی کنند، از آن‌ها هستند؛ خداوند، جمعیت ستمکار را هدایت نمی‌کند.
وبدین ترتیب اصل دشمنی ایشان را به ما گوشزد می‌نماید اما از آن‌جایی‌که تعالیم حضرت عیسی(علیه السلام) بیشتر بر محور مواعظ و توصیه‌های اخلاقی تکیه دارد۳ و رفتارهای سیاسی– اجتماعی پیروان حضرت مسیح(علیه السلام) (مسیحیان) نیز ریشه در این تعالیم دارد. لذا آنان همواره از مواضع صلح جویانه بیشتر استقبال می‌نمایند به همین جهت نیز قرآن شریف در پایان همین آیه می‌فرماید:
«ذلک بِاَنَّ مِنْهم قِسیّسِیِنَ وَ رُهبَانَاً»
این بدان جهت است که برخی از ایشان عالم و تارک دنیا هستند از این رو ایشان در مرتبه‌ی سوم از اولویت قرار گرفته‌اند. و امروزه نیز مواضع سیاسی و نظامی دولت‌های مسیحی در ارتباط با سایر کشورها (از جمله ایران اسلامی) نیز بیان‌گر همین واقعیّت می‌باشد. ۴
۲- مشرکین

آنان در دشمنی با مسلمانان همانند «یهودیان» امّا در مرتبه و اولویّت دوم قرار دارند‌ و خطر ایشان کمتر از یهود بوده است؛ لذا پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) درطول مدّت رسالت خودشان همـواره مراقب تحرکات و اقدامـات آنان بوده‌ و در صـورت مشاهده‌ی هر گونه تحرکی از طرف ایشان به مقابله و رفع آنان می‌پرداختند.
و لیکن بررسی‌ نبرد‌های نظامی رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) و نیز مشاهده‌ی مناطق عملیاتی در صدر اسلام در دوران۱۰ ده‌ساله حکومت آن‌حضرت در مدینه، همگی گویای این مطلب است که خطر دشمنی آنان به‌مراتب کمتر از یهود بوده است۵. و به همین علّت هم فتح مکه توسط پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) در سال هشتم هجرت یعنی تنها دو سال مانده به پایان عمر شریف آن حضرت صورت می‌گیرد تا بدین ترتیب سپاه اسلام پس از فتح مکه موفق گردند تا تمامی سنگرهای مشرکین را به یکباره فرو ریخته و خطر مشرکین را برای همیشه دفع نمایند. در حالی‌که همزمان در آن سال حضرت تا منطقه‌ی موته یعنی ۱۰۰۰ کیلومتری مدینه و تا جداره قدس نیز پیشروی کرده و به آن منطقه سپاه اعزام نموده بودند تا بتوانند خطر یهود را هم بطور کلی ریشه‌کن سازند.

۳- یهود

اما براساس ملاک‌های چهارگانه در ارتباط با یهود و خطر آنان و اقامه‌ی استدلال بر این بیان که از دیدگاه قرآن: اَشَدَّ النّاسَ عَداوةً لِلَّذِینَ آَمَنُواْ الیَهُودَ… می‌باشد، می‌توان به تبیین هر چه بیشتر این موضوع پرداخت.

۳/۱- عمق خواسته

در مورد عمق خواسته‌ی یهود قرآن شریف در آیه‌ی ۱۰۵ سوره‌ی انبیاء می‌فرماید:
وَ لَقَد کَتَبنَا فِی الَّزبُورِ مِن بَعدِ الذِّکرِ إنَّ الأرضَ یَرِثُها عِبَادِی الصَّالِحُونَ? (اَیْ یْملکُهِا)؛
و حقا که ما در هر کتاب آسمانی پس از لوح محفوظ، و در زبور (داود) پس از ذکر (تورات موسی) و د رقرآن پس از آن کتاب‌ها، نوشتیم و مقرر کردیم که همانااین زمین را بندگان صالح و شایسته من به ارث خواهند برد. ۶
این آیه بیانگر عمق خواسته‌ی و هدف انبیاء بنی اسراییل بویژه حضرت موسی(علیه السلام) و نیز وعده الهی به صالحین از امت رسول الله(صلی الله علیه و آله وسلم) می‌باشد۷و بدین سبب هم بوده است که بنی‌اسرائیل تا زمانی‌که تحت رهبری حضرت موسی(علیه السلام) بودند، موفق گردیدند تا پس از ۱۵ سال آموزش در کنار کوه طور با سازماندهی شدن اسباط ۱۲ گانه بنی اسرائیل به هزاره‌ها، توسط حضرت موسی(علیه السلام) به پشت دیوارهای قدس در منطقه اریحا و روبروی اورشلیم که در حال حاضر اردن فعلی و شرق بحرالمیت به شمار می‌رود، رسیده و در آن‌جا مستقر شوند تا بتوانند پس از شکست عمالقه قدس را نیز به تصرف خود در آورند و به توسعه شریعت حضرت موسی(علیه السلام) بپردازند. ولیکن بدلیل نافرمانی بنی‌اسرائیل خداوند ایشان را به مدّت ۴۰ سال در صحرا سرگردان نمود و از دستیابی به قدس باز ماندند:
«و أربَعینَ سنة یَتِیهُونَ فِی الأرض»۸
و در همین ایام نیز حضرت موسی و هارون هر دو وفات یافتند. ولیکن سرانجام بنی اسرائیل با پذیرش رهبری یوشع ‌بن ‌نون(علیه السلام) (وصیِ حضرت موسی(علیه السلام)) و هدایت ایشان، موفق شدند تا پس از قبول فرماندهی طالوت و با پیروزی بر جالوت بر قدس مسلط شوند و بدین ترتیب با پادشاهی حضرت داوود(علیه السلام) و بعد از ایشان به سلطنت رسیدن حضرت سلیمان(علیه السلام) سرانجام بنی‌اسرائیل توانستند با هدایت انبیای خویش یک حکومت جهانی را نیز تجربه کنند و بدین وسیله وعده‌های خداوند در تورات و زبور توسط انبیاء الهی برای بنی‌اسرائیل محقق گردید تا ایشان اولین قومی باشند که قرآن خطاب به ایشان می‌فرماید:
یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُواْ نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ؛
ای بنی‌اسرائیل یاد کنید از نعمت‌هایی که به شما عطا کردم و شما را بر عالمیان (به نعمت و کتاب رسول) برتری دادم.
اما همین بنی‌اسرائیل به لحاظ آن‌که بعد از وفات حضرت سلیمان(علیه السلام) از مسیر انبیاءِ الهی منحرف شدند و راه باطل را در پیش گرفتند، حاکمیّت جهانی و برتری خود را هم از دست دادند و برای همیشه طعم ذلت و خواری را چشیده و در دنیا پراکنده شدند.
ولیکن انگیزه‌ی بازگشت دوباره به آن حاکمیت در بنی‌اسرائیل باقی ماند و جریان حق و باطل هر کدام در مسیر دستیابی مجدد به این عظمت تلاش نمودند اما جریان باطلی که بعد از وفات حضرت سلیمان موفق به تشکیل دولتی به نام «اسرائیل» و با پایتختی «اورشیلم» توسط یربعام شاگرد «سامری» در آن زمان شده بودند، این انگیزه را در تفکرات باطل خود تبدیل به یک استراتژی سه‌گانه نمود۹ تا به دنبال تحقق آن باشند. و از آن‌جایی که پیروان واقعی حضرت موسی(علیه السلام) و مؤمنین از یهود (جریان حق) با آمدن آیین مسیحیت و آغاز رسالت حضرت عیسی(علیه السلام) به ایشان گرویدند، تنها یهودیان وابسته به این جریان باقی ماندند و راه باطل خود را دنبال نمودند تا ضمن مقابله با حضرت مسیح و ایجاد انحراف در مسیحیّت ادامه‌دهنده‌ی جریان مبارزه‌ی دائمی حق و باطل در زندگی بشر باشند و بدین ترتیب در این مسیر، اهداف شوم خود را همچنان دنبال کردند. ایشان همانگونه که قبل از آن موفق به تحریف تورات و آیین حضرت موسی(علیه السلام) شده بودند این بار نیز با نفوذ در میان مسیحیان توسط شخصی به نام «شائول» (که از علمای یهود به شمار می‌رفت و بعد‌ها لقب «قدیس پولس» را در بین مسیحیان به خود گرفت) انجیل را هم تحریف نمودند. و با نهادینه کردن اعتقاد به تثلیث و سه‌گانه‌پرستی «خدا، پسر، روح‌القدس» و ایجاد مسیحیت پولسی نه تنها در تحریف آیین حضرت مسیح(علیه السلام) موفق بودند بلکه همین امر موجب گردید انگیزه و تلاش برای تحقق حاکمیت جهانی نژاد یهود را دنبال نمایند و موفق شوند تا این که پس از آغاز رسالت نبیّ مکرّم اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) به دلیل شعار محوری یگانه‌پرستی آن حضرت و بیان نورانی: «قُولُواْ لَا إلهَ إلّاَ اللهَ تُفلِحُوا».
از طرف ایشان که بیانگر تقابل آن با سه‌گانه ‌پرستی (تثلیث) مسیحیت بود، اغلب نصاری نیز در کنار یهود راه مقابله با اسلام را برگزیدند و به همین جهت قرآن خطاب به هر دو گروه می‌فرماید:
«لَا تَتَّخِذُوا الیَهُودَ وَ النَّصارَی أولِیاء بَعضُهُم اولِیاء بَعض؛
یهود و نصاری را دوست و ولیّ خود انتخاب نکنید. آنها اولیای (دوست) یکدیگرند.»
کما این‌که حمایت‌های بی‌دریغ سردمداران کاخ سفید و صهیونیسـم مسیحـی امریکا از جنایت‌های بیشمار و ددمنشانه‌ی اسرائیل در عصر حاضر نیز گواه صادق دیگری بر حقانیّت این کلام نورانی قرآن شریف و استمرار انگیزه جهانی شدن یهود می‌باشد.
بنابراین:
عمق خواسته یهود «کل عالم» است و این در حالی است که وعده‌ی الهی مبنی بر تحقق رسالت جهانی رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) که به دست مبارک حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) محقق خواهد شد نیز «کل عالم» خواهد بود که بیانگر عمق تقابل و دشمنی اسلام با یهود می‌باشد.
۳/۲- امکانات
بررسی وضعیّت اقتصادی امروز یهود گویای این مطلب است که با کمال تأسف در حال حاضر آنان با در اختیار داشتن نزدیک به ۶۰% ثروتِ در گردش دنیا موفق شده اند تا سلطه اقتصادی خود را بر سرتا سر جهان گسترش دهند و دولتها را به ابزار دست خود در رسیدن به اهداف شوم و پلید صهیونیسم تبدیل نمایند و شما می‌توانید با یک بررسی اجمالی نشانه‌های سلطه‌ی اقتصادی یهود را در ایالات متحده‌ی امریکا به وضوح مشاهده نمایید۱۰ , به عنوان نمونه در حال حاضر در امریکا بزرگ‌ترین شبکه‌ها و کارتل‌های اقتصادی جهان مانند: «جنرال موتور، کارخانجات فورد، شرکت‌های سازنده‌ی موتورهای هوایی، شبکه‌های بزرگ رایانه‌ای، شرکتهای بزرگ نفتی و… » همگی در انحصار یهودیان می‌باشد، تا جائی‌‌که در سال ۲۰۰۲ میلادی ۸۰% سهام برج‌های دوقلو به عنوان مرکز تجارت جهانی، متعلق به یهودیان بود که همگی نشانه‌ی آشکاری بر وابستگی شدید اقتصادی امریکا به اسرائیل (یهود) می‌باشد.
جالب آن‌که قرآن شریف به خصلت ثروت‌اندوزی و وابستگی یهود به دنیا و جمع‌آوری مال در چندین آیه اشاره نموده است. در صدر اسلام نیز وضعیت اقتصادی مسلمانان در سال هفتم هجرت و بعد از فتح خیبر وبا اموال به غنیمت گرفته شده از یهود پس از آن جنگ بهبود یافت. البته این خصلت ریشه در تفکرات و اعتقادات منحط یهود دارد،۱۱ چنان‌که در تلمود یهود آمده است که:
بر یهودیان لازم است تا املاک دیگران را خریداری کنند تا دیگران صاحب ملک نباشند و همیشه سلطه اقتصادی برای یهود باشد و چنان‌چه غیر یهودی بر یهودی تسلط یابد باید بر خود بگرید و بگوید وای بر ما این چه ننگی است که جیره‌خوار دیگران باشیم.
لذا ایشان ازلحاظ سلطه اقتصادی وداشتن امکانات نیز نسبت به دنیای مسیحیت برتری داشته وبالطبع دردشمنی خطر ناک‌تر خواهند بود.
۳/۳- آموزش
در این زمینه باید اعتراف نمود که بنی‌اسرائیل (یهود) به دلیل سابقه حیات قومی خود به طور طبیعی از سابقه آموزش بیشتری نیز برخوردار می‌باشند. به‌ ویژه آنکه مربی و معلم ایشان از ابتدا انبیاء بزرگ الهی مانند حضرت یعقوب و یوسف(علیه السلام) و شخصیتی مانند حضرت موسی(علیه السلام) بوده است که فردی آموزش دیده و در مدیریت و توانمندی و تجربه در نوع خود بی‌نظیر می‌باشد۱۲و آنحضرت پس از تلاش گسترده خود در سازماندهی بنی اسرائیل در مدت ۱۵ سال، ایشان را در صحرای سینا با بر پائی اردوگاه آموزشی در زمینه‌های مختلف نظامی، سیاسی، فرهنگی و… آموزش داده‌اند.
بعد از ایشان نیز انبیاء الهی دیگری سکان هدایت آنان را بر عهده داشتند و در نهایت هم بدنبال همین آموزش‌ها بود که موفق شدند پس از مدت کوتاهی بعد از وفات حضرت موسی(علیه السلام) با پادشاهی حضرت سلیمان(علیه السلام) یک حکومت جهانی را نیز تجربه نمایند. لذا در واقع می‌توان گفت که یهود از یک سابقـه ۳۰۰۰ سـاله در امر آموزش برخوردار می‌باشند۱۳.
و این در حالی است که در این مسئله (آموزش) مسیحیان و مسلمانان به دلیل تاریخی هم در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

۳/۴- انگیزه
بررسی تاریخ این قوم و تلاش دائمی ایشان در رسیدن به اهداف نژاد پرستانه خویش و درگیری‌های مداوم آنان با مسیحیان و سپس با مسلمانان در تحریف و مقابله با این ادیان در راستای تحقق حاکمیت یهود برکل جهان و نیز اقدامات امروزه‌ی صهیونیسم جهانی در تحقق این امر پس از اشغال سرزمین‌های اسلامی فلسطین و تشکیل دولت غاصب اسرائیل همراه با تلاش مذبوحانه آنان در ایجاد خاورمیانه بزرگ (نیل تا فرات) به عنوان تحقق دومین گام استراتژی یهود برای رسیدن به حکومت جهانی موعود مورد ادعای خویش توأم با پشتیبانی صهیونیسم آمریکایی – انگلیسی، و… همگی حاکی از انگیزه‌های فراوان این قوم نژاد پرست می‌باشد.
در این زمینه شیمون پرز نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی بدنبال ناکامی‌های مکرر آنان در دستیابی به این هدف طی نطقی می‌گوید:
آرزوی دیرینه تحقق نیل تا فرات امروزه برای ما تبدیل به سراب شده است؛
لذا تنها با گذشت چند روز از حمله ارتش اسرائیل به لبنان خانم رایس وزیر خارجه آمریکا اعلام کردکه:
هم اکنون زمان تشکیل خاورمیانه بزرگ فرا رسیده است.
استراتژی و اقدامات سه گانه یهود
در خاتمه‌ی این بحث ذکر این نکته لازم است که یهود همواره در طول تاریخ خود برای نیل به اهداف نژادپرستانه خویش ضمن ترسیم یک استراتژی سه گانه جهت تحقق حاکمیت جهانی خود از سه شیوه و روش برنامه‌ریزی شده که به اقدامات سه‌گانه‌ی یهود معروف گردیده، استفاده نموده است که لازم است قبل از ادامه‌ی بحث با رعایت اختصار به توضیح آنها نیز بپردازیم.

استراتژی سه گانه یهود

همانگونه که در بحث عمق خواسته به آن اشاره شد بعد از آنکه یهود با انحراف از مسیر انبیاء الهی راه باطل را در پیش گرفتند و دچار اختلافات داخلی و تفرقه گردیدند عظمت و شکوه دوران پادشاهی حضرت سلیمان(علیه السلام) را نیز از دست دادند و دیگر هرگز موفق به تشکیل هیچ دولتی نشدند و خداوند نیزذلت و خواری ابدی را برای ایشان رقم زد، ولیکن راه باطل خویش را با انگیزه بازگشت قوم یهود به آن دوران شکوهمند تحت لوای «دولت اسرائیل» با پایتختی «اورشلیم» را ادامه دادند و برای تحقق حاکمیت جهانی خویش به تبیین و ترسیم یک استراتژی دراز مدت که به «استراتژی سه گانه یهود» معروف شده است، پرداختند که به بیان توضیح مختصر آن می‌پردازیم.
در دیدگاه صهیونیسم یهودی استراتژی سه گانه یهود برای تحقق حاکمیت جهانی خود عبارتند از:
۱- فتح قدس

۲- حاکمیت بر نیل تا فرات (خاورمیانه جدید)

۳- کل عالم (دهکده جهانی در ادبیات امروز یهود)

لذا امروزه همچنان که مشاهده می‌فرمایید یهود با طرح همان اعتقادات نژادپرستانه‌ی خویش و با ادعای” برگزیده بودن ملّت خداوند” پس از اشغال بخشی از سرزمین فلسطین و تشکیل دولت غاصب اسرائیل و یا به عبارتی «تحقق اولین گام استراتژی یهود» یعنی “فتح قدس” به دنبال آن است تا با تحقق گام بعدی یعنی اشغال «نیل تا فرات» و «تشکیل دولت بزرگ یهود» (در عرف سیاسی امروز «خاورمیانه‌ی جدید» با محوریّت اسرائیل) بتوانند گام نهایی خود را در رسیـدن به اهداف شـوم خویش یعنی حاکمـیت نژاد یهـود بر کل جهان بشریت و تحقق خواسته‌های شیطانی و مادی خود بردارند.
گواه آشکار بر این مطلب، پرچم رژیم اشغالگر قدس (اسرائیل) می‌باشد که خود نمادی از استراتژی سه‌گانه‌ی یهود می‌باشد و ریشه در اعتقادات نژادپرستانه و زیاده‌خواهی ایشان دارد. چنانچه در شکل زیر ملاحظه می‌فرماید.


پرچم رژیم اشغالگر قدس (اسرائیل)

همچنان که با مراجعه به کتاب مقدس یهود «تلمود» و نیز «پروتکل‌های دانشوران صهیونیسم برای تشکیل حکومت جهانی یهود»۱۴ هم این ادعا به وضوح مطرح می‌باشد و این امری است ‌که امروزه در برخی از یاوه ‌گوئی‌های دولتمردان آمریکایی و اسرائیلی نیز مشاهده می‌شود.
به عنوان نمونه در «تلمود» ایشان آمده است که:
چون یهودیان با عزت الهیه مساوی هستند، بنابراین تمام دنیا و هر چه در اوست ملک آن‌ها می‌باشد و حق دارند بر دنیا و آن‌چه در آن است تسلط کامل یابند.
و نیز در خاتمه‌ی پروتکل شماره ۱۱ خود می‌گویند:
ما یهودیان برگزیده‌ی خداوند هستیم و پراکندگی‌مان در جهان از عنایات اوست… زیرا ما اکنون در آستانه‌ی فرمانروائی بر سراسر جهان قرار گرفته‌ایم.

اقدامات سه گانه یهود

یهود بمنظور نیل به اهداف خود (تحقق استراتژی سه گانه) و عملیاتی کردن آن به طراحی سه اقدام که به «اقدامات سه گانه یهود» معرف گشته، نموده است که به اختصار به توضیح پیرامون هر کدام خواهیم پرداخت.
۱- ترور
درتلمودکتاب مقدس یهودیان آمده است که:
غیر یهودی هر چند صالح و نیکوکار باشد باید او را به قتل رساند و حرام است غیر یهودی را نجات بدهید. حتی اگر در چاهی بیفتند باید فورا سنگی بر آن چاه گذاشت و حرام است غیر یهودی را نجات بدهید.
و در بخشی از پروتکل شماره ۹ دانشوران صهیونیسم نیز آورده شده است که:
به زودی کشتار وحشیانه خود را آغاز می‌کنیم و مرکب پیروزی سوار می‌شویم… بنا به تحریک ما، ترور و وحشت همه جا را فرا می‌گیرد و افراد با آرمان‌ها و عقاید مختلف به خدمت ما در خواهند آمد.
و نیز در بخش دیگری از آن می‌گویند:
«ما برای اجرای نقشه خود تمام معتقدات مذهبی دیگران را از بین می‌بریم تا نسل فاسد شود و پیوسته سعی می‌کنیم که آن دسته از رهبران مذهبی را که مزاحم نقشه‌های ما هستند نابود کنیم.‌»
چنانچه که ملاحظه می‌فرمایید، اقدام به ترور مخالفین به ویژه رهبران مذهبی از روش‌های برنامه‌ریزی شده و دائمی این قوم (یهود) بوده و هست و آنها با بهره‌گیری از اطلاعات موجودی که توسط انبیاء الهی و ادیان پیشین مطرح بوده است همواره سعی در شناسائی و ترور این‌گونه شخصیت‌ها به ویژه انبیاء الهی را داشته‌اند.
لذا قرآن شریف با اشاره به این سیره‌ی قوم یهود خطاب به ایشان می‌فرماید:
«… وَیقتلونَ النّبیین بغیرِ الحق…؛ و پیامبران الهی را به ناحق می‌کشتند…».۱۵
۲- استحکامات

ایجاد مانع و به عبارتی احداث استحکامات و استقرار نیرو از طرح‌های عملیاتی یهود جهت مقابله با مخالفین خویش در طول تاریخ بوده است، کما اینکه در صدر اسلام در خصوص پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) و با توجه به اطلاعات در اختیار خود، با استقرار نیرو و ایجاد استحکامات به مقابله با آنحضرت پرداختند، همچنین قبل از شروع انقلاب اسلامی نیز برای مقابله با موج احتمالی مخالفت علیه تشکیل دولت نوپای اسرائیل و ایستادگی در برابر آن به این امر اقدام نمودند و هم اکنون نیز با توجه به موج منجی خواهی بشریت حضرت مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در صدد ایجاد استحکامات و پتانسیل لازم جهت مقابله با پدیده ظهور آنحضرت بر آمده‌اند. (در ادامه مباحث به تبیین این امر خواهیم پرداخت)
۳- نفوذ

تاریخ ادیان بزرگ الهی یهود، مسیحیت و اسلام همواره شاهد شخصیت‌های برجسته‌ای در دوران خود بوده اندکه موجبات تحریف دین خود و منشاء انحرافات بزرگی در زندگی بشر بوده اند، گرچه بعدها ماهیت واقعی آنها روشن گشته ودرزمره منافقین آن قوم محسوب می‌گردند اما انحرافات ایجاد شده توسط ایشان به قوت خود باقی مانده وکماکان آثارو تبعات منفی آن در زندگی جوامع مختلف بشری استمرار دارد.
در این خصوص امام کاظم(علیه السلام) در روایتی می‌فرمایند:
سرزمینی در جهنم است که ویژه بدعت گزاران و گمراهان بزرگ است در این سرزمین پنج تن از امت‌های پیشین از جمله پولس قرار دارند.‌‌
و نیز می‌فرمایند:
رسولان خداوند در عصر خویش و پس از خود به شیطان‌هایی مبتلا بودند که آنها را می‌آزمودند و مردم را پس از آنها گمراه می‌کردند. پولس و مرسیا در امت عیسی این چنین بودند. ۱۶
در این میان نفوذیهای یهود گوی سبقت را از دیگران ربوده اند و سراسر تاریخ شاهد چنین شخصیت‌های یهودی در لباس مسیحیت یا اسلام و حتی درقالب شخصیت‌های سیاسی اجتماعی ونیز دولتمردان کشورهای بزرگی چون اتحاد جماهیر شوروی سابق، آمریکا، انگلیس و… می‌باشد. و این از سیره دائمی این قوم به شمار می‌رود.
نتیجه‌گیری
بنابر آنچه بیان شد به خوبی روشن می‌گردد که بر مبنا و معیارهای چهار گانه اولویت بخشی در امر دشمن شناسی و به گواه آیات متعدد قرآن می‌توان به این امر واقف گردید که:
«أشَدَّ النَّاس عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُواْ الیَهُود… ».
جالب‌تر آن‌که با دقت در شأن نزول این آیات۱۷ (مائده/۸۲) و زمان نزول آن بر وجود نازنین پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) باید این امر با حساسیت و دقت بیشتری مورد توجه قرار گیرد تا هرگز دشمنی یهود با اسلام و انقلاب اسلامی کمرنگ جلوه ننماید و یا به دست فراموشی سپرده نشود. زیرا این آیات در سال آخر عمر شریف آن حضرت و در زمانی که جیش اُسامه از طرف رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) ماموریت حرکت به موته و دستیابی مسلمانان به قدس شریف را داشتند، نازل شده است و این در حالی است که در آن زمان قدس شریف در اختیار «دولت روم مسیحی» بوده است. حال چرا قرآن در این مقطع در خطاب خود به پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرماید: «أشَدَّ النَّاس عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُواْ الیَهُود…» در حالی که در ادامه همین آیه خطاب: «اَقرَبَهُم مَوَده لِلَذین آمَنواَ الَذَین قالوا اِنا انَصاری…»
را نسبت به مسیحیان بکار می‌برد؟ و این خود از نکات ظریف قرآنی در دشمن شناسی است که حاکی از شدت دشمنی یهود می‌باشد و باید به آن توجه نمود. ما نیز در ادامه مباحث به تشریح و توضیح آن خواهیم پرداخت.

………………………………………………………………………………………………………………….

پی نوشت:
۱- انفال/ ۶۰.
۲- در آیات دیگری از سوره مائده، انفال، احزاب، اسراء و… به تبیین این امر پرداخته شده است. که می‌توان به آنها مراجعه کرد.
۳- حتی با مطالعه انجیل‌های موجود نیز این معنی به خوبی مشهود می‌باشد.
۴- در مورد آمریکا و انگلیس که در ظاهر اکثر مردم آن از مسیحیان پروتستان به شمار می‌روند، مسئله متفاوت است که در ادامه‌ی مباحث به ماهیت واقعی ایشان اشاره خواهیم نمود. به همین جهت قرآن نیز می‌فرماید “برخی از ایشان” از اهل رهبانیّت می‌باشد.
۵- بررسی جنگ‌های پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) در کتب تاریخی از جمله فروغ ابدیتِ استاد جعفر سبحانی و تاریخ تحلیلی اسلام نوشته رسول جعفریان بیانگر این مطلب است که اغلب غزوه‌های پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) مستقیم و یا غیر مستقیم با یهودیان و پیروان ایشان بوده است.
۶- ترجمه آیات برگرفته از قرآن با ترجمه آیت الله مشکینی می‌باشد.
۷- در روایات و در تفسیر این آیه، آنرا پیرامون قیام و ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)  و وعده الهی در تحقق حکومت جهانی آن حضرت بیان می‌نمایید.
۸- سوره مائده آیه ۲۶.
۹- به استراتژی سه گانه یهود در ادامه بحث اشاره خواهیم کرد.
۱۰- برای آگاهی بیشتر نسبت به سلطه اقتصادی یهود در جهان می‌توانید به کتاب «زرسالاران» نوشته دکتر شهبازی مراجعه نمائید.
۱۱- برای آشنایی با این‌گونه تفکرات منحط و برتری‌طلبی نژادی یهود در کتاب مقدس ایشان یعنی «تلمود» می‌توانید به کتاب «شناخت یهود برای جوانان» نوشته اسدالله محمدی‌نیا/ انتشارات سبط اکبر قم مراجعه نمایید.
۱۲- حضرت موسی(علیه السلام) مدت۳۰ سال اول عمر شریف خود را در کاخ فرعون وتحت تعالیم وتربیت وی به عنوان جانشین فرعون مصر قرار داشته‌اند.
۱۳- آغاز رسالت حضرت موسی(علیه السلام) به ۱۲۷۰ سال قبل از میلاد حضرت مسیح(علیه السلام) باز می‌گردد.
۱۴- جهت مطالعه متن کتاب تلمود و پروتکلهای دانشوران صهیونیسم می‌توانید به cd «کتابخانه دیجیتالی صهیونیسم پژوهی»از محصولات مؤسسه لوح و قلم مراجعه نمائید.
۱۵- آیه ۶۱ سوره بقره.
۱۶- بحار الانوار/ج۸/ص۳۱۰ .
۱۷- تفسیر نمونه ذیل آیه مذکور.

کلمات کلیدی : ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،